تبليغاتX
روشنگری و خردورزی - خوشبختی

خوشبختی چیست و در چیست؟

 

Das Glück besteht nicht darin, daß du tun kannst, was du
willst, sondern darin, daß du immer willst, was du tust.i

Leo N. Tolstoi (1828-1910), russ. Schriftsteller

خوشبختی در این نیست که [هر] کاری را که می خواهی انجام دهی بلکه در این است که آنچه که انجام می دهی، می خواهی.

Das Glück kann man nicht zwingen, aber man kann es
wenigstens einladen.i

Attila Hörbiger (1896-1987), östr. Schauspieler

 خوشبختی را نمی توان به زور بدست آورد اما می توان آن را دست کم به نزد خویش فراخواند.

 

Das Glück muß entlang der Straße gefunden werden, nicht am Ende des Wegs.i

David Dunn

 خوشبختی می بایست در امتداد جاده یافت شود نه در انتهای آن.

 

Vergiß nicht, Glück hängt nicht davon ab, wer du bist oder was du hast; es hängt nur davon ab, was du denkst.i

Dale Carnegie (1888-1955), eigentl. Dale Carnagey, amerik. Rhetoriklehrer u. Unternehmensberater

 فراموش نکن که خوشبختی به این بستگی ندارد که تو که هستی و چه داری؛ بلکه تنها به این وابسته است که چگونه می اندیشی.

 

Deine erste Pflicht ist, dich selbst glücklich zu machen.i

Ludwig Feuerbach (1804-72), dt. Philosoph

 نخستین وظیفهء تو این است که خودت را خوشبخت کنی.

Das Pech, was mer net hawwe, is unser Glück.i

Aus Frankfurt

 آن بدبیاری که از آن مان نیست خوشبختی ماست. (نکتهء مهم این سخن این است که به زبان محلی گفته شده است)

 

 Wie glücklich würde mancher leben, wenn er sich um anderer Leute Sachen so wenig bekümmerte, wie um die eigenen.i

Oscar Wilde (1854-1900), ir. Schriftsteller

 برخی چه خوشبخت می توانستند باشند اگر به همان مقدار ناچیزی که به مسائل خویش کار دارند به دیگران می پرداختند.

 

Das Glück besteht darin, zu leben wie alle Welt und doch wie kein anderer zu sein.i

Simone de Beauvoir (1908-86), frz. Schriftstellerin u. Philosophin

 خوشبختی در این است که مانند همهء جهانیان زندگی کنیم و البته مانند هیچکس نباشیم.

 

Da flogen wir, da wanderten wir, wie Schwalben, von einem Frühling der Welt zum andern.i

Friedrich Hölderlin (1770-1843), dt. Dichter

 جایی که پرواز کردیم، قدم زدیم، به مانند پرستوها، از بهاری در دنیا به بهاری دیگر.

 

و سخن پایانی از خودم:

خوشبختی این است که شکست را بپذیری، همواره در راه هدفی بزرگ باشی. خوشبختی یعنی داشتن احساسی لطیف، چه بهار چه پاییز، چه تابستان چه زمستان. خوشبختی یعنی پذیرش نیاز و البته بی نیاز بودن، بی نیاز زیستن. خوشبختی یعنی مواجهه با همهء واقعیتهای زندگی، چه تلخ و چه شیرین. خوشبختی یعنی بخشش، تهی شدن از هر بغض و درد. خوشبختی یعنی دوستانی که خوشبختی تو خوشبختی آنهاست.

خوشبختی یعنی اندیشهء نیک، زدودن هرچه پلیدی است.

... یعنی لذت از خوشبختی دیگران.

مترجم: کامران مهاجر (نخستین روز ماه می ۲۰۰۹ میلادی)

 Am 8 Mai 2009: Es war unvergesslich! Sehr schön:) Pyjamaparty, Haha...! Ich habe so viel Spaß gemacht. Naja, schöne Mädels, leckere Kuchen und Wein, besonders Spätlese, was für einen Wein war das...mmm;-)i

خوشبختی چیزی نیست که در ذهن من است. شاید مجموع اندیشه های من و شماست؛ پس بیصبرانه اندیشه هایتان را انتظار میکشم! (نظر دوست عزیزم "حامد")

نوشته شده توسط کامران مهاجر در جمعه 11 اردیبهشت1388 ساعت 2:45 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
>