تبليغاتX
روشنگری و خردورزی - رز آبی

مگر می شود با تو مهربان نبود؟ تو را نوازش نکرد؟ به تو لبخند نزد؟

مگر می شود تو را دوست نداشت؟

هرگاه که باز می گردی از نو عاشقت می شوم.

این روزها برایم روزهای شادی کردن است. روزهای خوشی است. روزهایی که هرچه بیشتر نتیجهء شناخت خود را می بینم. اینکه دارای چه شخصیتی هستم. اینکه خود را همینگونه که هستم بپذیرم و از "خود بودنم" لذت ببرم. بله، لذت می برم. از خصوصیات مثبت و منفی خود لذت می برم. حالا می توانم درک کنم احساس تنهایی نکردن را. دیگر هرگز احساس تنهایی نمی کنم. کسی که در تکاپوست، در تلاش است و با امید هرگز تنها نیست. حال انگیزه ام برای بیشتر دانستن افزون شده است. دیگر از اشتباه کردن نمی هراسم. هراسی اگر باشد از "هیچ نکردن" است. از احساس نگرانی لذت می برم. این یعنی زنده ام. زنده ام چرا که درد می کشم. تلاش می کنم برای فهمیدن و از همه مهمتر زنده ام چرا که لذت می برم. سرشار لذت هستم:) زندگی برای این است که تلاش کنیم تا لحظه ای لذت ببریم.

من خوبم. خیلی خوب. از خوب بودنم نیز لذت می برم. من می اندیشم پس خوب هستم. ... و خوب بودن لذت بخش است. (۱۹ دی ماه ۱۳۸۷ خورشیدی)

نوشته شده توسط کامران مهاجر در سه شنبه 17 دی1387 ساعت 1:35 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
>