برشت مجموعه ای آثار دارد به نام ماجراهای آقای کوینر (کوی نر) که واژهء آلمانی آن Keuner است. "eu" در فارسی "اُی" و در انگلیسی oi خوانده می شود. این واژه در واقع از Keiner به معنی "هیچکس" در آلمانی گرفته شده است. پس می توان گفت که نام این مجموعه می تواند "ماجراهای آقای هیچکس" باشد.
حکمت حکیم در رفتار اوست.
استاد فلسفه ای نزد آقای کوینر آمد و از عقل خود برای او تعریف کرد. آقای کوینر پس از کمی تأمل گفت:
"تو همه چیزت اسباب زحمت است: نشستنت، حرف زدنت و فکر کردنت."
استاد فلسفه عصبانی شد و گفت:
"دربارهء خودم نمی خواستم چیزی بدانم بلکه دربارهء محتوای آنچه که گفتم."
آقای کوینر گفت:
"گفته ات محتوایی نداشت. می بینمت که کورمال کورمال راه می روی ولی آنگونه که می بینم ره بمقصد نمی بری. مبهم و تاریک حرف می زنی و در سخنانت پرتوی از روشنایی وجود ندارد. با دیدن رفتارت هدفت توجه ام را جلب نمی کند."
توضیح: این درواقع انتقادی از خودم است.
این سؤال که آیا خدایی وجود دارد یا نه!؟
یکی از آقای کوینر پرسید که آیا خدایی وجود دارد یا نه؟
آقای کوینر گفت:
"به تو توصیه می کنم فکر کنی که آیا با دانستن جواب این سؤال رفتارت تغییر خواهد کرد یا نه. اگر تغییر نکند موضوع منتفی است. اگر تغییر بکند حداقل می توانم اینقدر کمکت بکنم که تو تصمیم خودت را گرفته ای: تو به خدا نیاز داری."
توضیح: یعنی ببینید اخلاق را به خودی خود می پذیرید یا برای آن به خدا نیاز دارید!؟ خوب بیاندیشید!
(ادامه دارد...)
به غیر از توضیحات باقی نوشته ها ترجمهء "سعید ایمانی" است.
