ابتدا دو شعر از گوته كه اصل آلماني اولي را نوشته ام.
گوته در اين دو شعر به تحسين حافظ مي پردازد.
... Lust und Pein.
Sei uns, den Zwillingen, gemein!
Wie du zu lieben und zu trinken,
Das soll mein Stolz, mein Leben sein.
... شادي و غم،
ما را دو همزاد مشترك باد!
چون تو عشق ورزيدن و نوشيدن
افتخار و زندگي من باد. (مترجم: ؟)
............................................................................
كلام را چون عروس بدان
و معني را داماد
چنين ازدواجي را كسي مي شناسد
كه حافظ را مي ستايد. (مترجم: ؟)
دردو شعر زير بِرِشْت و اِنْتسِنْز بِرْگِر براي بيان كاستي هاي اجتماعي شعر گفته اند كه به راستي چه گويا هستند:
راه حل
پس از قيام هفده ژوئن [1953]
سخنگوي كانون نويسندگان دستور داد
در خيابان استالين اعلاميه هايي پخش كنند
كه روي آن ها نوشته شده بود:
ملٌت اعتماد دولت را از دست داده است
و آن را تنها با كار مضاعف
دوباره به دست خواهد آورد.
آيا ساده تر نمي بود كه دولت
ملٌت را منحل مي كرد
و ملٌت ديگري براي خود بر مي گزيد؟
(برتولت برشت)
مترجم: دكتر تورج رهنما
براي ثبت در كتابهاي دبيرستاني
قصيده ها را مخوان، پسرم، ساعات حركت قطارها را مطالعه كن:
آن ها دقيق ترند. نقشه هاي دريايي را باز كن،
پيش از آنكه دير شود. هوشيار باش، آواز مخوان.
آن روز فرا خواهد رسيد كه سياههء نام مخالفان را
به دروازه ها بياويزند و روي سينهء آن ها علامت بگذارند.
يادگير كه در حاشيه راه روي، بهتر از من بياموز:
تغيير دادن محله ات را، گذرنامه ات را، چهره ات را.
يادگير كه خيانت را تحمٌل كني
(اين راه نجات هر روزه را.)
دائرت المعارف ها تنها به كار آتش افروختن مي آيند
و بيانيه ها، تنها به كار پيچيدن كَره و نمك براي بي دفاعان.
خشم و شكيبايي ضروري است
تا آنان كه دقيقند و بسيار آموخته اند
غبار كُشنده را در ريه هاي زور بدمند.
(هانس ماگنوس انتسنزبرگر)

